خنده ات بر این دلم شاید که درمانی شود
شانه ات بهر سرم باشد که سامانی شود
یوسف گمگشته ای! بازا! که با بوی تنت
کلبه ی احزان من شاید گلستانی شود
مه جبینان را اگر یک لحظه دیداری بُود
بی گمان آن لحظه پایان پریشانی شود
آن دو چشمان از سیاهی در برم چون کعبه شد
کو گواهی تا حَکَم بر این مسلمانی شود
روز و شب ترسم کسی خواند ز چشمم راز را
عاقبت فاش جهان این عشق پنهانی شود
در هوای روز دیدار تو گریان می شوم
تا مگر این گَردِ غم را چاره، بارانی شود
قطره اشکی که چنین از عشق تو سرشار شد
ور به خاک افتد همان دم گِل چو انسانی شود
عمر پاشا بین که در غم چون زمستانی گذشت
خنده ات بر این غمش خورشید نورانی شود
خیلی عالی بود، من که شما رو نمیشناسم ولی باورم نمیشه از خودتون باشه!ه
عالی بود
توسط: Hajar V در اکتبر 6, 2008
در 4:01 ق.ظ.
wowww
بسیار زیبا
wowww
یه بار دیگه هم خوندم
wowww
پس بگو چرا همیشه می خندی
.
عــــــــــــــــــالی
توسط: mahdifi در اکتبر 6, 2008
در 4:08 ق.ظ.
دیر به دیر آپ کنی ولی اینجوری کیفیت داشته باشه !!! فوق العاده بود.عالی
یاد فال های اون شب افتادم
آن دو چشمان از سیاهی در برم چون کعبه شد… کو گواهی تا حَکَم بر این مسلمانی شود
یوسف گمگشته ای! بازا! که با بوی تنت ….. کلبه ی احزان من شاید گلستانی شود
توسط: afiami-Joel Barish در اکتبر 6, 2008
در 6:53 ق.ظ.
bah bah , bah bah!!!!
bahlee aghae meli!
besyar zibaaast in ghazieie razo chashmo , ruzo shabooo , in gune mavared!
ma bayad hozuraan khedmat beresim! barae pare ‹e masael!:D!
توسط: Pooriai در اکتبر 6, 2008
در 6:55 ق.ظ.
mesle hamishe bi nazir va ziba. kash mesghali az in zoghe sheri ro man dashtam
damet garm
توسط: Mahdy Mossaiby در اکتبر 6, 2008
در 7:46 ق.ظ.
این با ریتم تند، 2 بار بخون
پاشا تو دیگه کی هستی
دست حافظ بستی
میون صد تا شاعر
بگو سبک کی هستی
حال کردم
لذت بردم
نظر دوستان را جلب می کنم و تو رو به عنوان عضو افتخاری کلوپ ورودیهای 79 معرفی می کنم
البته مثل اثر قبلیت منتظر یکی دو تا کامنت طنز از طرف دوستان 79 باش
توسط: No Ahmadinejad for ever در اکتبر 6, 2008
در 9:12 ق.ظ.
عالی بود
محشر بود
آینده ی درخشانی برایتان می بینیم
توسط: I\IO OI\IE در اکتبر 6, 2008
در 9:20 ق.ظ.
Intact… , perfect…
توسط: Behnam Khan در اکتبر 6, 2008
در 10:02 ق.ظ.
aali
توسط: بابک در اکتبر 6, 2008
در 2:56 ب.ظ.
سلام
خیلی قشنگ بود، ضمنا ورودت به اعضای گروه فوق رو تبریک میگم اما ازشون رسیدی نامه ای چیزی بگیر که بلای کردان سر تو هم نیاد. اما شعر خیلی زیبا بود به خصوص
آن دو چشمان از سیاهی در برم چون کعبه شد*** کو گواهی تا حَکَم بر این مسلمانی شود
اما فرض کن طرف مقابل در جواب بگه که
حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست *** احرام کعبه دل بی وضو ببست
حالا مشکل شد دوتا بیا و این مسلمانی رو با اون عاشقی به اثبات برسون تازه بگو که نه وصل می خوایم و نه طواف اون کعبه رو که ما فقط رضای یار رو می خوایم
شاد باشی
توسط: ali در اکتبر 6, 2008
در 5:11 ب.ظ.
سلام پاشا، خوبی؟
بابا ایول بهت. ترکوندی
)
خیلی قشنگ بود.
توسط: mohammad در اکتبر 7, 2008
در 2:39 ق.ظ.
agha ali…mahshar…in karei..kheili ghashang bud.khodai harf nadasht.hese ghazalaye hafezo daghighan behem montaghel kard.
روز و شب ترسم كسي خواند ز چشمم راز را…عاقبت فاش جهان اين عشق پنهاني شود
bazam khaste nabashid arz mikonsam.
توسط: Arezoo R در اکتبر 7, 2008
در 2:43 ق.ظ.
agha ali…mahshar…in karei..kheili ghashang bud.khodai harf nadasht.hese ghazalaye hafezo daghighan behem montaghel kard.
روز و شب ترسم كسي خواند ز چشمم راز را…عاقبت فاش جهان اين عشق پنهاني شود
bazam khaste nabashid arz mikonsam.
توسط: Arezoo R در اکتبر 7, 2008
در 2:45 ق.ظ.
baaazham haaali be maa daaadi!
ajret baaa abalfazl! khodaaaaaavakili kaaret dorosses!:D
توسط: H£$AM در اکتبر 7, 2008
در 3:26 ق.ظ.
ای آقا چرا کامنتا نمیاد
آقا عالی بود
ای ول
توسط: Siddhartha در اکتبر 7, 2008
در 7:09 ق.ظ.
صرف شد عمر گرانمايه به معشوقه و مي
تا از آنم چه به پيش آمد از اينم چه شود
توسط: Hoori در اکتبر 7, 2008
در 7:56 ق.ظ.
آن دو چشمان از سیاهی در برم چون کعبه شدکو گواهی تا حَکَم بر این مسلمانی شودروز و شب ترسم کسی خواند ز چشمم راز راعاقبت فاش جهان این عشق پنهانی شود
توسط: 3L! در اکتبر 7, 2008
در 10:18 ق.ظ.
شانه ات بهر سرم باشد که سامانی شود
توسط: ll=llAMED.Л در اکتبر 8, 2008
در 12:41 ب.ظ.
باشد که شایدها، باشد شود
توسط: ll=llAMED.Л در اکتبر 8, 2008
در 12:42 ب.ظ.
kheili kheili ghashang bood,basi lezat bordim mesle hamishe
توسط: behnaz g در اکتبر 9, 2008
در 11:49 ب.ظ.
باران که می بارد
تمامکوچه های شهر
پر از فریاد من است
که می گویم
من تنها نیستم
تنها , منتظرم
تنها
توسط: parisa s در اکتبر 10, 2008
در 9:22 ق.ظ.
بسیار زیبا بود
بیت » آن دو چشمان…» به نظرم از همه زیباتر بود
توسط: parisa s در اکتبر 10, 2008
در 9:28 ق.ظ.
niiiiiiiiiice
توسط: AlirezA در اکتبر 10, 2008
در 9:48 ب.ظ.
pishraft karD,
harfi ke az tahe dele ghashang mishe;)
توسط: mini در اکتبر 10, 2008
در 11:26 ب.ظ.
من که همیشه با خوندن شعرات غبطه می خورم که ای کاش یه ریزه از اون ذوق ادبیت ره من داشتم!واقعا خوشحالم که رفیقی مثل تو داشته باشم.فعال وجدی و همین طور شوخ و با ظرافت
توسط: hamed در اکتبر 11, 2008
در 9:58 ب.ظ.
kheyli khob bod.albate to versione jadid behtare az yozarsiv estefade konin
توسط: BehnaZ N در اکتبر 12, 2008
در 2:37 ق.ظ.
آن دو چشمان از سیاهی در برم چون کعبه شد
کو گواهی تا حَکَم بر این مسلمانی شود
خوب بود امیر پاشای ما
توسط: صآد ِ نبــی در اکتبر 14, 2008
در 2:20 ب.ظ.
be nazare manam kheili alie
shoro konid ketabe sheretono benevisid
bian manam tarjomash mikonam:D
bad ketab 2zabane shaere javano chap mikonim
hich kari nadare:D
anyway I wish u the best
Good luck,
Sh.R
توسط: Amaee در اکتبر 14, 2008
در 11:03 ب.ظ.
میبینم که ظاهرا یه ده روزی هست با بلاگت همه رو مستفیض کردی
ولی من پشت برف بودم و بی خبر
anyway
سوت و کف و دست و اینا….که حقیقتا لذت بردیم
توسط: FaRzaNé ! در اکتبر 17, 2008
در 8:51 ق.ظ.
روز و شب ترسم کسی خواند ز چشمم راز را
جانا سخن از زبان ما می گویی
فقط یه سئوالی که من دارم این که
چرا شعرت مامان بزرگ نداشت؟
توسط: FaRzaNé ! در اکتبر 17, 2008
در 8:57 ق.ظ.
kheili ghashang bood…eyval;)
az bloge ghablit bayad entezare ye hamchin chizi ro ham midashtim… kolli haal kardam;))
توسط: Mohammad در اکتبر 17, 2008
در 11:57 ق.ظ.
ايول ! باز هم مي گم ، تو يه چيزي مي شي ! کاش عمران نمي يومدي
اينم تهش بود >>>>>>.آن دو چشمان از سیاهی در برم چون کعبه شد——–
کو گواهی تا حَکَم بر این مسلمانی شود
توسط: mehrdad..... در اکتبر 18, 2008
در 2:42 ب.ظ.
rafigh vaghti ye post mizari ye messagi blasti chizi bezan, ba khabar shim
kheyli khoob bood
bad az koli doori, dobare halo havaye 360 ro zende kard
توسط: Afshin.psd در اکتبر 23, 2008
در 8:35 ق.ظ.
ey val kheyli ba estedadi.behet ghebte mikhoram
توسط: BehnaZ N در اکتبر 28, 2008
در 12:44 ق.ظ.
بابا حرفهايي – بابا شاعر – بابا ايوللا
توسط: TOMCATTTT در نوامبر 12, 2008
در 6:23 ق.ظ.
«عمر پاشا بین که در غم چون زمستانی گذشت / خنده ات بر این غمش خورشید نورانی شود» خیلی قشنگ بود واقعا لذت بردم. فقط یه سوال:منظورتون از زمستان در بیت آخر چی بود؟
توسط: mahdi در دسامبر 2, 2008
در 1:49 ق.ظ.
شعرت خیلی قشنگ بود . آفرین
ممنون که همیشه به من سر میزنی
بازهم این کار را بکن خوشحال میشم
توسط: Ehsan Ahmadi در دسامبر 2, 2008
در 8:38 ب.ظ.
»
Oh, write of me, not «Died in bitter pains,»
But «Emigrated to another star!» »
توسط: hamed در دسامبر 12, 2008
در 3:31 ق.ظ.
ز شعر دلکش پاشا کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
.
.
.
درودی عاشقانه بر تو ای هزاردستان»"
توسط: marshal در ژانویه 13, 2009
در 11:55 ب.ظ.