نگاشته شده توسط: contpasha | ژانویه 12, 2009

تا که ستاره می شود

 

تا که ستاره مي شود چشم تو در خيال من

 جامه ي غنچه مي درد باد صبا به هر چمن

تا شکند فغان من تابه سحر، سکوت شب

سوي توام همي شود، روح جدا ز اين بدن

بوي وصال روي تو، تا که رسد مشام دل

خوش نبود مرا دگر نافه ي آهوي ختن

ماه چو بيندت جمال، محو شود در آسمان

چون گل نو شکفته اي، رشک برد به ياسمن

در شب ظلمتي چنين، بو* که ببينمت جمال

عشق تو شعله شد به سر، شمع شدم به انجمن

آه که مي کشم ز دل، آينه مي شود کدر

شعله بُدي که بي تو ام سرد شود بيت حزن

بشنو ز پاشا که غمت مي بِشود برون ز حد

تا که ستاره مي شود چشم تو در خيال من

بود، باشد، به اين اميد که*

پ.ن. اين بار از مهدي في عزيزم تشکر مي کنم براي راهنمايي هاش و کمکش.


پاسخ

  1. نمی شود فرض کرد اونطرف یا وسط است بیشتر تلاش کن! راستش جا خوذدم انتظار داشتم یه شعر دیگه ببینم! ولی این هم به همون اندازه قشنگ بود! ایول با این که می دونم تهش پخی نمیشی ولی کارت درسته (یه خنده ی مسخره )ا

  2. بیت اولش من رو به یاد این بیت انداخت
    تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو

    پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو

    آخه میدونی که غنچه خودش وقتی سر باز میکنه که باد صبا تو گوشش زمزمه کنه. حالا ببین کار به کجا برسه که غنچه بدون واسطه باد صبا پرده پاره کنه

    قشنگ بود

  3. بشنو ز پاشا که غمت مي بِشود برون ز حد*******ما نیز شنیدیم و بسی لذت بردیم وصد البته غممان می برون شد ز حد

  4. :)

  5. بسیار تا زیبا بود.بطور وحشتناکی لذت بردم.دوستمون علی خان درست گفتند چون که منم دقیقا اولش این بیت تو ذهنم تداعی شد.ضمنا فکر نمیکنین این مصرع یه مقدار وزنش خیلی جالب نیست؟
    بشنو ز پاشا که غمت مي بِشود برون ز حد

  6. نه … قبلی چیز دیگری بود

  7. سلام
    من هم با نظر قبلی موافقم اما یه نکته مهم اینه که این شعر شاید به خوبی شعر قبلی نباشه ولی این هم خیلی خوب بود یعنی فرق ِبین خوب و خوبتره
    .
    اگر قصد داری حتما شعری که می گویی از شعر قبلی ات بهتر بشه و بعد به دیگران ارائه اش کنی چنین طرز تفکری باعث درجا زدن تو یا هر هنرمند دیگری خواهد شد
    .
    مثلا اگر شعرهای شهریار را نگاه کنی چند شعر فوق العاده داره که اکثرا حفظند ولی آیا سیر زمانی اش بدین گونه بوده که اول شعر ِضعیف گفته بعد شعر ِمتوسط بعدش شعر ِخوب بعدش شعر ِخوبتر بعدش شعر ِفوق العاده
    مسلما نه
    این درباره همه رشته های هنری وجود داره نمونه بارزترش کارگردان های سینما
    مثلا فرض بگیر فلان کارگردان جایزه اسکار رو برای فیلمی می گیره همه ی فیلمهایی که پس از آن می سازد منتقدین خواهند گفت به خوبی قبلی نشده
    .
    تازه هیچ وقت هم نمی شه همه رو با یه نوشته یا شعر راضی کرد
    .
    پس به نظر من هنرمند باید خودش رو از این افکار و قید وبندها رها کنه و به راحتی بر تعدد اثراتش بیفزاید. این خیلی مهمه
    .
    من در اکثر بلاگهای دوستان که نگاه می کنم این ترس رو دیدم
    .
    من شخصا منتظر شعرهای خوب، متوسط، عالی، بد و فوق العاده ی تو هستم حالا چه من در پی نوشت اولت باشم چه نباشم

  8. بوي وصال روي تو، تا که رسد مشام دل

    خوش نبود مرا دگر نافه ي آهوي ختن

  9. راستی قلندروار افتخاری رو شنیدی؟
    یه اهنگ به نام پای پیاده داره که
    :
    پاي پياده ميرود قافله ي نگاه من
    تا برسد به چشم تو اي مه شا مگاه من
    هزار حرف گفتني دارم و دم نمي زنم
    كاش شود بخواني از پنجره ی نگاه من

    حالا اگه ملودیش تو ذهنت هست شعر بالا که خودت گفتی را روی این ملودی بخون به نظر من خیلی جالب میشه
    .

  10. با تشکر از پوریا علی جانمان! بهناز تامکت
    و اما بعد
    شعر یک جوشش درونیه! یک جرفه ی اولیه و یک جریان، چیری از درون نه چیری از بیرون من نمی خوام شعر بد بگم یا شعر خوب بگم! این حس و حال آدم توی بعضی از لحظات است که روح به شعر میده! اگر گاهی شعر خوب نیست دلیلش عدم توانایی من و بدی حس وحالم است و اگر گاهی شعر خوب می شود فقط خوبی حس و حال است
    با حرف های مهدی فی کاملا موافقم! من این شعر رو 2 ماه پیش به مهدی فی نشون دادم و یکی از دلایلی که نگذاشتمش تا امروز همین بود که خودم هم می دونستم مثل قبلی نیست اما نمیشه وقتی به یک نقطه ی خوب رسید ایستاد و یک عمر با خاطرات اون زندگی کرد
    حرکت کردن بهتر از یک جا موندنِ! یک کوهنورد اگر به قله رسید اشتیاقش برای فتح قلل دیگر بیشتر میشه و برای فتح هر قله ایی باید از کوهپایه شروع کرد
    میدونم مثل قبلی نبود اما تلاشم رو می کنم که بهتر بشم
    از همه ی دوستان ممنونم

  11. در ضمن در جواب مهدی که گفت وزن بیت آخر مشکل دارد حق با شماست
    کلمه ی “پاشا” به وزن این شعر نمی خورد ولی خب تخلص بود باید بک جوری می آمد! وزن را به هم ریخت

  12. راستش با اشعار قبلی بیشتر ارتباط برقرار میکردم. اولین چیزی که تو این شعر به چشم میاد، آوردن یه سری حروف ربط و اشاره و حتی بعضی اصطلاحاته که انگار به زور توی شعر گنجونده شدن. فکر میکنم یا این شعر رو برای “شعرگفتن” سرودی یا دقت کافی رو توی تنظیم و تصحیحش نداشتی. این احساس به دلیل خوندن اشعار پیشین شماست.

    در هر صورت، بازم از خیلی ابیات و اصطلاحات لذت بردم. امیدوارم باشی و لذت درکنی برای دوستان

    بیت تقدیمی؛
    خداوندا نگیر از این رفیق ما جمالش
    تو هم پاشا بده حال، اما از نوع حلالش
    !!!

  13. ajab adamaaaye mozakhrafiaaa!baba baa in commentaatooon zoghe bache ro koooor kardid ke!
    aghaa chert migan!harfe moft mizanan!hasooodishooon mishe! to hesso haalet khoob boooode inaaaan ke hesso haaleshooon kharaab booode!beran khodeshoono doros konan cheraa gir dadan be to!
    kheiliam zibaa boood!khosooosan aaah ke mikesham ze del aaaayene mishavad keder!man baa in tikkash kheili haaaal kardam……….merc!merc

  14. کامنت فقط کامنت ِ حسام

  15. زیبا بود
    مرسی!

  16. زيبا بود ! اگر چه لقي هايي مشاهده مي شود !مثلن بيت 2 ، سعدي مي تونه بيشتر کمک کنه ! سعدي بخون

  17. پاشا بگويدت که غم چون ( چگونه ) يشود برون ز حد…..تا که ستاره مي شود چشم تو در خيال من

  18. اين آخرشه ! محشر!
    در شب ظلمتي چنين، بو که ببينمت جمال

    عشق تو شعله شد به سر، شمع شدم به انجمن

  19. من غلط بکنم بخوام بزنم تو ذوقت، همین امروز صبح بَسِت بود… و تو می دانی که خریه چاکردم
    و میدانی که دو ماه پیش این شعر را من نیز خواندم و همان موقع هم گفتم … نه، قبلی چیز دیگری بود
    حرف اخوی و شما کاملن صحیح است ولی این موقعی صدق می کنه که از دو ماه پیش تا حالا فقط همین یک مورد شعر نبوده باشد :دی
    هر چی می خونم باز هم یه حسی میگه : این شعر زوری است. مثه اینکه زور زده باشی شعر بگی و تو میدانی که تورا شاعر میدانم
    amir s :فکر میکنم این شعر رو برای “شعرگفتن” سرودی
    تفاوت بسیار است بین شعری که ” یا نمیداند در این دل درد چیست یا نمیداند نگاهش مرهم است” با شعری که “گل در بر و می در کف و معشوق به کام است” یا “یک دست جام باده یک دست زلف یار”؛ :دی
    آه که مي کشم ز دل، آينه مي شود کدر … دوست داشتم و این نیز از آه است نه کام

  20. یه چی دیگه هم هس دیدمت می گمت … فلرت

  21. خیلی بالاتر از حد من بود….

  22. احمد گویا خیلی از مهدی حساب می بری

  23. آقا شعر جدید مبارک .بسی لذت بردیم .بعد از امتحان تحلیل و برنامه ریزی سیستم های منابع آب (water resource systems planning & analysis) خیلی چسبید .

  24. بهههههههههههههه بههههههههههههههههههه! پسر خدا بود. پاشا اين شعر رو بعد از كدوم امتحانت گفتي؟ ترم ديگه بگيرم! تو يه كار خيلي جالب توي اين شعر كردي. (البته آقا مهدي هم كه كارش درسته) اونم اين بود كه سبك شور بهار و طبيعت و اين جور چيزا رو با عرفان تكامل يافته حافظ مخلوط كردي. پاشاها قدحت پر مي شعر باد

  25. mesle hamishe fogholade bood.

  26. عشق تو شعله شد به سر،شمع شدم به انجمن
    خیلی لذت بردم از خوندنش.
    عالی

  27. عشق تو شعله شد به سر،شمع شدم به انجمن
    خیلی لذت بردم از خوندنش.
    عالی

  28. من اصلاً احساس نکردم که زورکی بوده
    ولی آشفتگیشو حس کردم
    اینکه ترتیب اونچه می خواسته بگه مشخص نیست، که گذاشتمش به پای شور درونی که در لحظه ی گفتن این اشعار در وجود شاعر بوده

    اکثر قریب به اتفاق تشبیهات بسیار به دل نشست و عاااالی ;)

    این مصرع هم به شدت زیباست:

    آه که مي کشم ز دل، آينه مي شود کدر

  29. پس شعر جدید ها کجاست؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.